تبلیغات
من و .... باز خوده من - یادش بخیر ستاره ...

من و .... باز خوده من

بی تو بودن سخته اما من طاقت میارم

یادش بخیر ستاره ...

سلام حالتون خوبه؟؟؟

دلم برای اینجا خیلی تنگ شده بود خیلی بده ادم جایی رو كه همه احساسش و توش گذاشته نتونه بیاد و ببینه

بی معرفتی نمیكنم دلم برای همه شمام كه میایید و سر میزنید تنگ شده بود و مغسی كه با وجود این كه نبودم بازم

اومدین و سر زدین مثلا ......... نه دیگه اسم نمیبرم فقط به داداش حسین كه تازه به وبلاگ اومده خوشامد میگم

امیدوارم از اینجا خوشت بیاد

یادش بخیر دیروزها كنار هم مینشستیم و چشم به غروب افتاب میدوختیم كه اشعه طلاییش با امواج هماهنگ...

و امروزها من به تنهایی و با یاد تو كنار اب مینشینم و به غروب افتاب هایی كه بدون تو میگذرد فكر میكنم چه قدر زود

گذشت باهم بودن و چه زجرآور است زندگی در این روزهای تنهایی و بدون تو ... ای كاش بودی و صدای تپشهای

قلبی را میشنیدی.تپشهایی را كه فقط به خاطر تو میزنند فقط چون تو به من گفتی بعد من بر لب آب بنشین و غروب

افتاب طلایی را تماشا كن ....

پ.ن: بازم هوا ابریه پس من چه جوری نگات كنم هان!؟

****خدایا مراقب ستاره ام باش ****



[ جمعه 2 دی 1390 ] [ 06:33 ب.ظ ] [ niyaz ] [ نظرات() ]