تبلیغات
من و .... باز خوده من - بدون شرح !!!

من و .... باز خوده من

بی تو بودن سخته اما من طاقت میارم

بدون شرح !!!

غروبا میون هفته بر سر قبر یه عاشق
یه جوون میاد میزاره گلای سرخ شقایق
بی صدا میشکنه بغضش رو ی سنگ قبر دلدار
اشک میریزه از دو چشمش مث بارون وقت دیدار
زیر لب با گریه میگه:مهربونم بی وفایی
رفتی و نیستی بدونی چه جگر سوزه جدایی
آخه من تو رو میخواستم اون نجیب و خوب و پاکو
اون صدای مهربونو ،نه سکوت سرد خاکو
تویی که نگه پاکت مرهم زخم دلم بود
دیدنت حتی یه لحظه راه حل مشکلم بود
تو که ریشه کردی با من توی خاک بی قراری
تو که گفتی با جدایی هیچ میونه ای نداری
پس چرا تنها گذاشتی توی این فصل سیاهی
تو عزیز ترینی اما یه رفیق نیمه راهی
داغ رفتنت عزیزم خط کشید رو بودن من
رفتی و دیگه چه فایده ناله و ضجه و شیون
تو سفر کردی به خورشید، رفتی اونور دقایق
منو جا گذاشتی اینجا با دلی خسته و عاشق
نمیخوام بی تو بمونم ،بی تو زندگی حرومه
تو که پیش من نباشی،همه چی برام تمومه
عاشق خسته و تنها، سر گذاشت رو خاک نمناک
گفت جگر گوشه ی عشق و دادمش دست تو ای خاک
نزاری تنها بمونه،همدم چشم سیاش باش
شونه کن موهاشو آروم شبا قصه گو براش باش
و غروب با اون غرورش نتونست دووم بیاره
پاکشید از آسمونو،جاشو داد به یه ستاره
اون جوون داغ دیده با دلی شکسته از غم
بوسه زد رو خاک یار و دور شد آهسته و کم کم
ولی چند قدم که دور شد دوباره گریه رو سر داد
روشو بر گردوند و داد زد:به خدا نمیری از یاد

 

لطفا یه فاتحه ام بفرستید.......1



[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ niyaz ] [ نظرات() ]